![]() |
![]() |
|
|
از زبا ن مسيحا
ميخکوب! خون چکد از پيکرم،محکوم باورهاي خويش. مهرورزي کم گناهي نيست!مي دانم،
مهرورزي کم گناهي نيست! چون برترين اعجاز،باورداشتن. ساقه نيلوفري روييد در مرداب زهر!
|
|
+ نوشته شده در
هفتم اردیبهشت 1386ساعت 18:56 توسط شمع طرب |
|
|
جور دوست
پرنده،نه.
ره نیابد هراس در دل من مرگ اگر اژدهای هفت سر است پیش من،جور دوست،سخت تر است! |
|
+ نوشته شده در
پنجم اردیبهشت 1386ساعت 7:52 توسط شمع طرب |
|
|
از صدای سخن عشق...
زمان نمی گذرد،عمر ره نمی سپرد! اگر هنوز جوان مانده ای به آن معناست، زمان نمی گذرد. |
|
+ نوشته شده در
سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:7 توسط شمع طرب |
|
|
بخت آزمایی
پارسایی ناگهان دید از تمام ثروتش محروم شده.می دانست خداوند در هر شرایطی به او کمک می کند،بنابراین دعا کرد:
|
|
+ نوشته شده در
دوم اردیبهشت 1386ساعت 15:13 توسط شمع طرب |
|
|
نغمه ی ایزدی
ذکی شنید که شاه از دوستانش می پرسید که زیباترین نغمه ی روی زمین چیست. زیباترین نغمه ی جهان،صدایی است که در آن لحظه،دل شما تمنای شنیدنش را دارد.» |
|
+ نوشته شده در
یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:33 توسط شمع طرب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یاد باد آنکه رخت شمع طرب می افروخت
وین دل سوخته پروانۀ نا پروا بود |
|
RSS
|