![]() |
![]() |
|
|
روح باران را بگو
خاک،له له مي زند،خورشيد تيغ دشت خشکيده ست و دهقان نااميد، باغ پژمرده ست و غمگين باغبان روح باران را بگو، اي تابناک جان ما را زين پليدي ها بشوي!
|
|
+ نوشته شده در
دوازدهم فروردین 1386ساعت 15:46 توسط شمع طرب |
|
|
آخرین پناه
هیشه،وقتی رخسار این جهان تاریک، همیشه،گوشه گرمی،به نام ((دل)) با توست به دل پناه ببر!آخرین پناهت اوست. |
|
+ نوشته شده در
هشتم فروردین 1386ساعت 15:35 توسط شمع طرب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یاد باد آنکه رخت شمع طرب می افروخت
وین دل سوخته پروانۀ نا پروا بود |
|
RSS
|