![]() |
![]() |
|
|
ازدواج ،يگانگي دو فطرت خدايي ست، تا فطرت خدايي سومي نيز بتواند روي زمين
زاده شود. ازدواج،يگانگي دو روح در بستر عشقي سوزان است، براي پايان دادن به جدايي. وحدتي است متعالي که يگانه هاي جدا را در خود ذوب مي کند. حلقه اي است زرين در زنجيري که آغازش يک نگاه و پايانش جاودانگي است. باراني است پاک که از آسمان نيالوده مي بارد تا طبيعت خداوندي را بارور و متبرک سازد. |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم بهمن 1385ساعت 14:38 توسط شمع طرب |
|
|
بچه سر راهي ،طفلي ست که مادر او را در ميانه عشق و ايمان باردار شده ،و در هنگامه ترس و جنون مرگ ،زاده است.
مادر،او را در تکه پاره هاي دلش پيچيده و در کنار در يتيم خانه گذاشته ،سپس با سري که زير بار سنگين صليبش خم شده ،او را ترک کرده. آنگاه من و تو براي اين که مصيبت او را تکميل کنيم با گوشه و کنايه گفته ايم :(آه ،از اين رسوايي ،داد از اين بي آبرويي!)
|
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم بهمن 1385ساعت 14:35 توسط شمع طرب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یاد باد آنکه رخت شمع طرب می افروخت
وین دل سوخته پروانۀ نا پروا بود |
|
RSS
|